آخرین خبرها

عصرانه شاعرانه دراردیبهشت رویین اسفراین

Untitled
عصرانه شاعرانه دراردیبهشت رویین اسفراین
روستای خوش آب و هوا و تاریخی رویین اسفراین در پنج شنبه چهاردهم اردیبهشت ماه، میزبان شاعرانی از مشهد بود. در این برنامه که به میزبانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان شمالی برگزار شد، جمعی از شاعران خراسان رضوی و خراسان شمالی حضور داشتند.در این عصرانه شاعرانه و بهاری که همزمان با اعیاد شعبانیه برگزار شد ، شاعران سروده های خود را ارائه کردند. یوسف امینی ، معاون فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی نیز که همراه شاعران مشهدی بود، در سخنان کوتاهی این برنامه ها را در راستای پیوند ناگسستنی خراسان بزرگ برشمرد و به فال نیک گرفت.
به گزارش خراسان شاعران میهمان خراسان رضوی که شعرخوانی کردند، عبارت بودند از: محمدباقر روشن نیا، سیدحسن مبارز، امان ا…میرزایی، منیژه رضوان، امیر برزگر، سیدابوالفضل مبارز، زهرا علیپور، محمد آزرم، علیرضا حیدری، محمدنیک، عطیه انتظام، جلیل فخرایی و محمدکاظم کاظمی.
همچنین ابراهیم زاده، دیاناجوانمرد ، ذاکری ، یوسف نژاد ، علی نیا ، سمیه حسین زاده ، قدیمی ، صادق بقایی ، محمدمایوان ، قاسم مهرنیا ، رضوانی، پردیس رحیمی ، منیژه آشفته ، رویین فر رویین، توماج نفیسی، مائده موسوی، سکینه نودهی، منیژه درتومیان و حسن روشان از خراسان شمالی سروده های خود را قرائت کردند.

عطیه انتظام
سال ها رفته که هی جان و تنم می لرزد
خانه ام نه همه جای وطنم می لرزد
کس نبوده است مقصر همه تقصیر من است
توبه ام مرگ شده ما و منم می لرزد
چه بگویم زحقیقت که سخن آسان نیست
بغض در چشم تر و در سخنم می لرزد
پیچ در پیچ شده زلف من انگار که باز
برتن حادثه ها پیرهنم می لرزد
شعر من کفر مسلمانی تو می گوید
ترس تلخی است که تن تن تتنم می لرزد

امان ا… میرزایی
شده یک وقت زمانی برسد نان باشی
زیر دندان بشوی گندم بی جان باشی
شده یک پنجره باشی که ببندند تو را
و فقط دلخوش پایان زمستان باشی
شده آوارگی ات را به رخ ماه کشند
اینکه مستاجر شب های خراسان باشی
شده مردود نباشی نپذیرند تو را
نپذیرند و بخواهند پریشان باشی
بهترین راه تنور است بسوزی که جهان
آنقدر نیست که بر تخت سلیمان باشی
بهتر از آن شده آزادگی ات را ندهند
و بخواهند فقط زخمی دندان باشی
مرگ راهی است که از عمر جهان می گذرد
بهتر آن تکه نانی که به پایان باشی

منیژه آشفته
مزرعه
تو
مترسک
تو
کلاغ
تو
ای مترسک
فریاد بزن
کلاغ ها مصلوبند
مزرعه از این جا کوچ کرده است
و تو
هنوز
آغاز یک آشوبی

اباصلت رضوانی
خنده اردیبهشت آیینه ای از روی توست
دوره گردی منتظر در سایه ابروی توست
جمعه ها بسته ست عطاری دکانش را ولی
عطری از این کوچه می آید یقینا بوی توست
ای شکار صید های دشت ، لطفی کن ببین
اینکه مجروح و اسیر افتاده است آهوی توست
امپراتوری تو پایان ندارد بی گمان
هر کجا که می روم در سلطه گیسوی توست
سمت باران سمت شبنم سمت مفهوم درخت
رد این پروانه هر جا مانده سمت و سوی توست
چون درختی که نهاده سر به زانوی بهار
کاش می دیدم سر من نیز بر زانوی توست

نظر دادن بسته است.

بالا